اشعار

نوامبر 17, 2020

شکسته ­ترین سرو باغ عشق

آمد ز ­خیمه­گاه برون، سخت بی­قرار مانند قرص ماه ، ولی غرق در غبار می­ریخت سیل اشک، ز رخساره­اش، به خاک می­ریخت، رود خون، ز تن مرکب و سوار «آهسته­تر! شتاب مکن...
نوامبر 1, 2020

درخت

*** درخت در غم هر برگ خویش زاری کرد در آن شبی که تبر حکم خویش جاری کرد دو رود خون ز دو چشم ستاره جاری […]
اکتبر 13, 2020

آرزو

دلم می خواست شعر تازه می گفتم پیامی از خروش کوچه های شهر پر آوزه می گفتم در این یلدا شب تاریخ دلم می خواست از […]
اکتبر 6, 2020

پس چه باید کرد؟!

گر نباید شعری از گلواژه ­های نو بهاران خواند، گر نباید در فراق جویباران اشک حسرت ریخت، گر نباید در غم هر دشت خشک و داغ […]
می 8, 2014

طور سینا

Quisque justo augue ut urna eu eros. Sed id elit tincidunt et, fermentum vel, wisi. In vitae erat eget arcu nunc venenatis placerat, molestie tristique commodo. Cras turpis vitae ante. Praesent magna.
می 7, 2014

بى‌نشان

Class aptent taciti sociosqu ad litora torquent per conubia nostra, per conubia nostra, per inceptos hymenaeos. Maecenas id tortor. Etiam aliquam convallis. Donec enim vel nulla. Sed eros. Nullam justo dolor, varius nec.

زندگی نامه


نامم محمد حسن و نام خانوادگیم حاجی علی محمدی و تخلصّم در شعر زورق است. در نخستین روزهای آذرماه سال 1329 در خانه ای کوچک در تهران بدنیا آمدم . از آن خانه تصویر کمرنگی در ذهنم بر جای مانده است . سپس به خانه ای بزرگتر نقل مکان کردیم . دوران کودکی و نوجوانیم در این خانه گذشت . برای تحصیلات ابتدایی در مدرسه ای از مجموعه مدارس جامعه تعلیمات اسلامی ثبت نام شدم که با خانه ی ما فاصله زیادی داشت . دوره اول متوسطه و بخشی از دوره دوم متوسطه را نیز در تهران تحصیل کردم ولی سرانجام از دبیرستان خرد شیراز در رشته ریاضی دیپلم گرفتم...