پس چه باید کرد؟!

امامت و جهان امروز
دسامبر 4, 2019
آرزو
اکتبر 13, 2020

گر نباید شعری از گلواژه ­های نو بهاران خواند،

گر نباید در فراق جویباران اشک حسرت ریخت،

گر نباید در غم هر دشت خشک و داغ و خاک آلود

بی امان نالید،

گر نباید داغدار آن همه گلهای پرپر بود

گر نباید فکر باران کرد،

پس چه باید کرد؟!

***

دشت­ ها خشکند و تازد گردباد مرگزای گرم

باغ خشکیده است

جویبار مهربان و تشنۀ این باغ تاریخی

خشک گردیده است

آسمان داغ و زمین داغ و هوا داغ و بیابان داغ

شوره­ زاران داغ

نیست دیگر آن همه لطف و صفا و سبزی و رویش

نیست رقص برگ سبزی در فضای باغ

بر درختان – زیر تیغ تیز طوفان – نیست یک پوشش

برفراز شاخساران نیست میل زایش گلبرگ

آه … آیا باغبان تیمار باغ خویش را از یاد خود برده؟!

ورنه یاران! پس چرا این باغ افسرده؟

گر نگویم کفر،

آه !… آیا او فریب این خزان شوم را خورده؟!

***

تا ز نو جان گیرد این باغ پریشان

باغ سرخ شوق انسان

 باغ ایمان

باغ قرآن

باغ صدها صد هزاران شعر جاویدان

باغ فریاد خروشان زمان در رودبار جویش دوران

هان چه باید کرد ای یاران! چه باید کرد؟

***

روزی اینجا شاخه ­های خرّم خیام(۱) و میثم (۲) غرق در گل بود.

روزی اینجا با درخت زندگی بخش ابوذر (۱۳) آسمان می­گفت و می­خندید

روزی اینجا چشمه ایمان و عرفان سخت می­جوشید

روزی اینجا شاخه­ های پرگل سلمان(۴) بروی دشت می­بارید

قطره قطره شبنم شوق بهاران را

روزی اینجا نغمۀ عمّار (۵) می­ پیچید

روزی اینجا ابر ایثار و محبّت سخت می­ بارید

روزی اینجا بذر ایمان و شجاعت خوب می ­روئید

روزی اینجا آسمان با دشت سرشار از صداقت سخت می­ آمیخت

روزی اینجا بانگ تکبیر بلال  از شوق می­ لرزید

بر لب گلدسته­ های شاد

روزی اینجا عشق می­ پوئید

راه گلرنگ بهاران را

روزی اینجا ابن سینا(۶)، ابن حیان(۷)، ابن شهر آشوب(۸)

از درخت پرشکوه صبح می­  چیدند رؤیا را

بوسه می­ دادند گل های لطیف شوق فردا را

روزی اینجا باغ از قرطبه تا تبّت

غرق در گل بود

بین دلها از محبّت، از تفاهم، از فروغی ایزدی پل بود

بلخ(۹) تا قفقاز(۱۰) و تا پنجاب(۱۱) و تا بیهار(۱۲) و تا آن سوی آفاق جهان آباد(۱۳)

دشت سرشار از پیام و عطر عرفان بود

دشت انسان بود

دشت ایمان بود

دشت بیدار هزاران چشم تابان بود

آفرینشگاه پرشور بهاران بود

چون پرستشگاه یزدان بود

چون نیایشگاه لبریز از شکوه و شور انسان بود

چون که در هر کوچه، در هر خانه، در هر سینه­ ای شمعی فروزان بود

از کران­ها تا کران ­ها نور مهر پاک قرآن بود

***

روزی اینجا باغ بود و باغ بود و باغ

آه! … حالا نیست جز یک راغ خون آلود

خشک شد آن چشمه­ های سبز دریا جوش

خشک شد آن رودهای سرکش و موّاج و عالم کوش

خشک شد آن بوته ­ها، آن خوشه ­ها، آن شاخه­ های شاد و رقصان در نگاه باد

خشک شد آن غنچه ­های نورس و شاداب

گشته دیگر رنگ هر سبزینه­ ای هم زرد،

پس چه باید کرد؟

***

جای آن گل­های زیبا خار روئیده است

جای مرغان بهاری جغدها در رقص و پروازند

جای بلبل بر فراز شاخه­ های خشک

عنکبوتی تار می­ بندد

مار در ویرانه تاریک ارزش­ های انسان لانه می­سازد

قرطبه دیگر نمی­ خندد

در فلسطین نیست یاران کورسو نوری ز یک بنیاد

فاش گویم، هر چه باداباد!

نیست در صحرای سینا بانگ موسائی!(۱۴)

یا که در پس کوچه­ های خلوت این شهرهای خفته در چنگال بیداد زمان فریاد عیسائی!(۱۵)

می­ تراود اشک حسرت از نگاه خسته جبریل

تا صلیب آویزه­ای برگردن دجّال(۱۶) و سفیانی(۱۷) است

آسمان چشم مریم(۱۸) نیز طوفانی است

کشته شد انجیل!

می­ چکد خون از دو چشم کربلا بر چهرۀ تاریخ

اندلس(۱۹) دیگر نمی ­خندد

در بخارا(۲۰) نیست دیگر نور کمرنگی ز آزادی

قاهره دیگر نمی­ پوید

راه پرشور بهاران را

در مدینه نیست آوائی ز زهرائی

در مالاکا(۲۱) نیز خشکیده است

زندگی در ساقه­ های زرد

وای بر ما نیل(۲۲)

شد گلستان – ای دریغا! – قتلگاه هر چه باشد سبز

وان درختان چوبه­ های دار

نیست در قسطنطنیه(۲۳) نغمه توحید

نیست در مصر و عراق و اردن و کشمیر،

عطر آزادی

نیست در موصل نوای عود ابراهیم(۲۴) و گلبانگ دف اسحاق(۲۵)

نیست در ازمیر(۲۶) آواز سرور عشق

در حلب(۲۷)، در حمص(۲۸)، حتی در تمام شام

نیست جز شمشیر در سر پنجۀ بیداد

در هرات(۲۹) و غزنی(۳۰) و گجرات(۳۱)

نیست آن شوق و خروش و جنبش و فریاد

چشمه ­ها خشکند اما دیده «آیات» (۳۲) در بحرین

اشک ریزان است

در سمرقند از عروضی(۳۳) یادگاری نیست

در بخارا از فروزان عشق شورانگیز و سوزان جلال­ الدین(۳۴)

شعله ­ای، شوری، شراری نیست

در غم این باغ می ­بینم

«هرمزان»(۳۵) سر در گریبان است

در عزای آن همه زیبائی و شادی

«یولیان»(۳۶) هم سخت گریان است

در مالاکا، در فاطیما(۳۷)، در تمام خاک

برگ ریزان است

چشم تاریخ از غم این ناروا پائیز

گوهر افشان است

در حریم مولوی حتی(۳۸)

نیست جای پائی از آن پیرمهر آموز تبریزی(۳۹)

نیست در اسپانیا آوای موسی بن نصیر(۴۰) و نغمه طارق(۴۱)

نیست در سودان بجز فریاد غم خیزی

نیست میل رویش گل­های شادان در رواد(۴۲) خاک

نیست دگر نکهت آن شاخه­ های پر گل و رقصان میان باغ

خفته آیا میل رویش در نهاد خاک؟!

هر درخت خشک، امّا، یادگار دوره­ های دور تاریخ است

دوره­ های محو در افسانه­ های دور

وحشت انگیز است

هرطرف … هر جا

جای پای دیو پائیز است

هر طرف باشی صدای ریزش آوار صدها ساقۀ بی بار

سخت نزدیک است

آسمان صاف است اما نیست خورشیدی!

نیست حتی کور سو نوری ز یک سیّاره از یک کهکشان دور

وین سپهر بیکران هم سخت ظلمانی است

باغ پژمرده!

شمع ایمان در قلوب خلق خاموش است

چهره دشت و بیابان سخت افسرده

آه! … آیا باغبان تیمار باغ خویش را از یاد خود برده؟!

 من چه می­گویم؟!

هر درختی، هر گیاهی هست مسئول بهار خویش

آری آری همچنان امروز در این کرت سرخ و پاک، در ایران

باغبان، باغ است

رسم می­گردد بروی پردۀ زرد خزان طرح سئوال درد:

هان چه باید کرد؟ ای یاران! چه باید کرد؟

                                                                                    محمد حسن زورق

                                                                                                 ۱۴/۰۵/۱۳۵۴ – تهران

                                                                                               بازنویسی ۱۵/۰۳/۱۳۹۶ – تهران

۱- حکیم عمر خیّام نیشابوری (غیاث الدین ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری) متولّد ۴۲۷ و متوفی ۵۱۰ هجری فیلسوف، ریاضی دان، ستاره شناس و شاعر مشهور

۲- میثم تمّار، صحابی امام علی از اهالی فارس

۳- ابوذر غفاری [جندب بن جناده] از اصحاب بسیار نامدار پیامبر اسلام (ص)

۴- سلمان [روزبه] فارسی، از اصحاب بسیار نامدار پیامبر اسلام (ص) از اهالی اصفهان

۵- عمّار بن یاسر بن عامر بن مالک که مادرش سمیّه اوّلین شهید تاریخ اسلام است

۶- بو علی سینا معروف به شیخ الرئیس [ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا] فیلسوف، طبیب و عارف بزرگ که در بخارا متوّلد شد و در همدان از دنیا رفت.

۷- ابوموسی جابرین حیّان، پدر علم شیمی و از شاگردان امام جعفر صادق(ع). او در طوس به دنیا آمد و در کوفه از دنیا رفت و دارای ده­ها جلد کتاب و مقاله در موضوع علم شیمی است.

۸- ابوجعفر، محمد بن علی بن شهر آشوب بن ابونصر بن ابوالحسن، مفسر و محدّث و ادیب و فقیه نامدار از اهالی شهر ساری در مازندران.

۹- بلخ از شهرهای خراسان بزرگ و قدیمی­ترین شهر افغانستان امروز و زادگاه مولوی و محل ظهور زرتشت.

۱۰- ناحیه­ای در مرز آسیا و اروپا بین دریای خزر و دریای سیاه که امروز شامل کشورهای جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان می­شود.

۱۱- منطقه وسیعی که امروز در کشورهای پاکستان، هند و افغانستان واقع است.

۱۲- بیهار [بهار] یکی از ایالت­های کشور هندوستان.

۱۳- منطقه­ای در هند

۱۴- شبه جزیره سینا که در آن کوه سینا [کوه طور] واقع است و محل تجلّی خداوند بر حضرت موسی(ع) است

۱۵- حضرت عیسی بن مریم(ع)، پیامبر اولوالعزم

۱۶- دجال: انسان فریبکار یک چشمی که در آخرالزمان ظهور می­کند و فقط چشم طبیعت بین دارد.

۱۷- سفیانی نام مکتب ابوسفیان است مبتنی بر سه اصل اصالت طبیعت، اصالت لذّت و اصالت قدرت

۱۸- مریم عذرا(ع) مادر نامدار حضرت عیسی(ع)

۱۹- مقصود شبه جزیره ایبری است و امروز نام یکی از استان­های کشور اسپانیا است

۲۰- نام شهری است در ازبکستان امروز

۲۱- نام ایالتی در مالزی که از آنجا اسلام وارد مالزی و مجمع الجزایر اندونزی شد

۲۲- پایتخت کشور فیلیپین که اخیراً مورد حملات تروریستی قرار گرفت

۲۳- یاکنستانتین پل [شهر کنستانتین] که پایتخت امپراطوری روم شرقی بود

۲۴- ابراهیم موصلی [ابن ماهان] شاعر و موسیقی دان. ساز اختصاصی او عود بوده است

۲۵- اسحاق موصلی مشهور به ابن ندیم فقیه، محدث، ادیب، شاعر و موسیقی دان

۲۶- سومین شهر بزرگ ترکیه پس از اسلامبول و آنکارا

۲۷- بزرگترین شهر و پایتخت تجاری سوریه که امروز بوسیله داعش ویران شده است.

۲۸- یکی از قدیمی­ترین شهرهای شام

۲۹- یکی از شهرهای خراسان بزرگ که امروز در کشور افغانستان واقع است

۳۰- غزنی شهری است در شرق افغانستان امروز

۳۱- ایالتی در غرب هندوستان

۳۲- آیات القرمزی [آیات حسن محمد القرمزی] متولد ۱۹۹۱ میلادی شاعر نامدار بحرینی که بوسیله حکومت سرکوبگر بحرین به دلیل سرودن شعری که مورد پسند حکومت بحرین نبود دستگیر و زندانی شد.

۳۳- عروضی سمرقندی، شاعر و نویسنده قرن ششم هجری قمری صاحب کتاب چهار مقاله

۳۴- میر سیّد حسین جلال الدین بخارائی، عارف و فقیه قرن هشتم هجری قمری

۳۵- هرمزان، سردار عصر ساسانی و فرماندار شوش که نقش مستشاری را برای سپاه مسلمین در فتوحات آسیای غربی ایفا می­کرد.

۳۶- یکی از سرداران گوت که سپاه مسلمین را برای فتح شبه جزیره ایبری [اسپانیا و پرتغال امروز] راهنمائی می­نمود و طارق بن زیاد را به فتح اندلس تشویق کرد

۳۷- نام شهری در کشور پرتغال که در آن حضرت فاطمه(ع) بر سه کودک تجلّی کردند.

۳۸- منظور قونیه محل آرامگاه مولوی است

۳۹- منظور شمس تبریزی مراد مولوی است.

۴۰- موسی بن نصیر فرماندار ایالت افریقیه [شمال آفریقا] در عصر ورود اسلام به اروپای جنوب غربی بود.

۴۱- طارق بن زیاد فاتح شبه جزیره ایبری که می­خواست از طریق اروپای غربی به دمشق برگردد و با مخالفت سلاطین اموی روبرو شد.

۴۲- رواد: زمین پست و بلند و پشته و پشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *